حسن حسن زاده آملى
48
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى)
ام الغزالة من طول المدى خرفت فما تفرق بين الجدى و الحمل حافظ گويد : شود غزاله خورشيد صيد لاغر من گر آهويى چو تو يكدم شكار من باشى در ديوان اين كمترين آمده است : چون دم گرگ گشت نامرئى بعد چندى زمنظر و مرئى سر برون كرد از كنام افق آتشين آهوى فلك پيما طلعت حورا را يكى مظهر آيت نور را يكى مجلى پس آهوى آتشين خورشيد است ، كافور سفيد است و مشك سياه ، و مزاج روز خشك است و مزاج شب تر ، پس كافور خشك روز است و مشك تر شب ، و بره فارسى حمل است ، يعنى خورشيد چون به حمل رسد ، شب و روز برابر باشند . دائره افق و دائره منطقة البروج نيز يكديگر را به تناصف در دو نقطه تقاطع كنند . آن نقطه اى كه بر جانب مشرق باشد آن را طالع خوانند . يعنى طالع در هر وقت آن جزء از منطقة البروج است كه بر افق مشرق است و دارد از دائره افق طلوع مىكند . و طالع اين است كه در احكام نجومى و علم ارثماطيقى و رشته هاى علوم غريبه به كار دارند ، و شرح آن بكمال در بعد خواهد آمد . حافظ گويد : كوكب بخت مرا هيچ منجم نشناخت يا رب از مادر گيتى به چه طالع زادم و آن نقطه اى كه بر جانب مغرب باشد آن را غارب گويند در مقابل طالع ، زيرا كه در آنجا غروب مىكند . و اين نقطه غارب را سابع نيز گويند بدين جهت كه بروج را چون از طالع شماره كنند ، برج هفتم غارب خواهد بود . و قوسى از اين دائره افق حقيقى كه ميان جزوى از اجزاى فلك البروج يا مركز كوكب خواه سيار باشد خواه ثابت ، و ميان نقطه مشرق افتد از جانب اقرب آن را سعه مشرق گويند زيرا كه بعد آن از نقطه مشرق اعتدال بدان مقدار از وسعت قوس افق است كه ميان آن دو واقع شده است . و همچنين قوسى از دائره افق كه ميان جزوى از دائره فلك البروج و يا مركز